على زمانى قمشه اى
286
هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )
آذربايجان به كرمانشاه تشريف آورده ، مهمان من است درخواست مىكنم از ايشان ديدن بفرماييد ! استاد وقتى را تعيين فرمود و در وقت مقرر درحالىكه من مانند هميشه در خدمتشان بودم از مرحوم امينى ديدن كرد ، در آن مجلس وى علاقهء خود را به تأليف كتابى مفصل در باب آنچه متعلق و مرتبط به واقعهء « غدير خم » مىباشد اظهار نمود و به همين مناسبت رشتهء سخن به ذكر كتاب « عبقات » سيد حامد حسين كشيده شد ، مرحوم امينى گفت : از نظر اهميت و موقعيت كتاب عبقات و فوائد بسيارى كه در حديث ، تاريخ رجال و درايه دارد من آرزو دارم كه از نو آن را تحرير و فهرستهاى مفصل و جامعى جهت آن تهيه كنم . وى در همان مجلس يك جلد از كتاب « شهداء الفضيله » تأليف خود را كه تازه چاپ شده بود به استاد اهداء كرد و استاد پس از مرورى اجمالى آن را به دست من داد و فرمود : مىدانم عجله دارى كه زودتر آن را ببينى و بخوانى ! وقتى مرحوم امينى اين سخن را شنيد و از اطاق مجاور جلد ديگرى آورد و به من اهداء كرد . بعد از ظهر فرداى همان روز او به منزل سردار تشريف آورد و از تأليفاتش پرسش نمود ، هنگامى كه استاد نام « ديوان ابو طالب » را برد و امينى دانست كه او تتبع كرده اشعار منسوب به ابو طالب را از كتب مختلفه بيرون كشيده و در يك جا گردآورده و توضيحاتى هم راجع به برخى از آنها داده است ، درخواست كرد آن را ببيند ، وقتى كه كتاب را ديد كاغذ و قلم خواست و يادداشتهايى از آن برداشت ، چند روز ديگر همان وقت به خانهء سردار مىآمد و از آن كتاب و برخى تأليفات ديگرى مطالبى در دفتر خود نقل مىكرد . ضمنا بايد دانست كه تاكنون چندبار از جانب علما شيعه اشعار منسوب به « ابو طالب » گردآورى شده و بعضى هم به چاپ رسيده است .